۱۳۹۰ اسفند ۴, پنجشنبه

سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور: زندانیان سیاسی پاره تن مردمند

سران جمهوری اسلامی خود را مالک جان و مال شهروندان ایران میدانند. روزی نیست که مسئولین حکومت شهروند آزادیخواهی را به اسارت درنیاورند و یا زندانی ای را زیر فشار شکنجه و آزار قرار ندهند. بکار گیری رفتارهای جنایت آمیز علیه مخالفان و اعدامهای گسترده در آشکار و پنهان که با هدفی جز ایجاد رعب و وحشت در میان مردم صورت نمیگیرند، انظار جهانیان را متوجه خود نموده است. حکومت روشن تر از این نمیتوانست نشان دهد که به انسانها نگاه ابزاری دارد و کوچکترین ارزشی برای جان شهروندان کشور قائل نیست.
در جمهوری اسلامی شهروندان، بویژه زندانیان سیاسی از هیچ حقی برخوردار نیستند. حتی زندانیانی که مبتلا به بیماریهای سختی گردیده اند بدون انتقال به بیمارستان و انجام درمان و نظارت های لازم پزشکی در زندان نگاه داشته میشوند. نمونه آقای کیوان صمیمی است که علی رغم بیماری سخت کبدی و باصطلاح تصویب مقامات زندان هنوز به بیمارستان انتقال نیافته است.
 مکررآ خبر اعتصاب غذای زندانیان سیاسی را میشنویم که با هدف ایستادن در مقابل این فجایع تا چند قدمی مرگ رفته اند. اغلب آنها با فشار دوستان و آزادیخواهان خارج از زندان به اعتصاب غذای خود پایان داده اند. اگرچه اینگونه مقاومت ها مکررا حکومتیان را تحت فشار سیاسی قرار داده و گاه نیز تا حدی موجب تغییر رویه حکومت در برخی موارد شده، ولی شاهد آنیم که هیچ تغییر اساسی در سیاست های ضد انسانی رژیم ایجاد نکرده است.
 باید توجه داشت که نابودی مخالفین آرزوی مسؤلین حکومت بیداد است. زندانیان سیاسی که پاره تن مردم کشورند باید آگاه باشند که هم میهنانشان هرگز ایشان را فراموش نکرده و نخواهند کرد. مردم بدرستی از زندانیان سیاسی انتظار دارند تا آنجا که ممکن است در حفظ جان خویش بکوشند تا بتوانند همچنان پایدار و استوار همراه مردم به مبارزه برای آزادی و علیه دیکتاتوری ادامه دهند.
هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری - دکتر همایون مهمنش
بیست و هفتم بهمن 1390 برابر شانزدهم فوریه 2012

نامه مهدی خزعلی به همسرش: باید سیلی شویم و دودمان ظلم برکنیم

مهدی خزعلی در چهلمین روز اعتصاب غذای خود در نامه‌ای از درون زندان به همسرش نوشت: سخت است مشاهده سوگواری همسر و فرزندان در مرگ تدریجی و ارادی خویش، اینک که این سطور را برایت می‌نگارم درخلوت زاغه* خویش فرو رفته و بر مصائب شما سخت گریسته‌ام دیگر جای خشکی بر بالشت باقی نمانده است و دستمال اشک کفاف این چشمه چشمه جاری نمی‌کند.
 به گزارش کلمه، این نویسنده منتقد که بیش از چهل روز است در بند ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا به سر می برد و این روزها همه را نگران و مضطرب خود کرده است در نامه ی کوتاهش نوشته: اشک امروز من و شما باید چون اشک بر حسین ابن علی علیه السلام موجب جوشش و جنبش و تلاش و کوشش شود، باید دو بال پرواز شود تا به وصال محبوب حقیقی پر کشیم، باید سیلی شویم در خانمان و دودمان ظلم و ستم را از ریشه برکند، پس بیایید. با هم بگرییم و بگرییم، این اشک‌ها، ریشه ظالم را بر می‌کند.
 مهدی خزعلی در اثر اعتصاب غذا، بسیار ضعیف شده و بر خلاف درخواست هم بندیان و دوستان و خانواده و فعالان سیاسی حاضر به پایان دادن به اعتصاب غذای خود نیست.
 وی تاکنون چندین بار بر اثر اعتصاب و نوسان شدید فشار، تغییر رنگ صورت و بی حالی مفرط به بهداری اوین منتقل شده اما همچنان می گوید که خود را برای شهادت آماده کرده است و اعتصاب خود را نخواهد شکست.
 مهدی خزعلی به چهارده سال حبس در شهرستان برازجان و بعد از اتمام دوره محکومیت، به ده سال اقامت اجباری در این شهرستان و نود ضربه شلاق محکوم شده است.
 متن کامل این نوشته که توسط یاران گمنام جنبش سبز از اوین در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
 بسم الله الرحمن الرحیم
 همسرعزیزم؛ سلام، جانم به فدایت، می‌دانم که به عشق میان ما ایمان داری، می‌دانم که ازشدت اشتیاق من به شنیدن صدایت آگاهی، می‌دانم که می‌دانی زمزمه محبت تو در گوش جان من چون صدای فرشتگان روح بخش و انرژی زا است، اما صدایت راخسته دیدم، تو را آزرده و دل خسته یافتم، در سوگم مویه می‌کردی!
 سخت است مشاهده سوگواری همسر و فرزندان در مرگ تدریجی و ارادی خویش، اینک که این سطور را برایت می‌نگارم درخلوت زاغه* خویش فرو رفته و بر مصائب شما سخت گریسته‌ام دیگر جای خشکی بر بالشت باقی نمانده است و دستمال اشک کفاف این چشمه چشمه جاری نمی‌کند.
 حال خوشی است همسایه زاغه زیرین را صدا می کنم، از او کاغذ طلب می‌کنم تا این حال خوش را تحریر کنم، هر آنچه کاغذ دارد، پیشکش می‌کند و می گوید: هرچه می‌خواهد دل تنگت بنویس! اشک امانم نمی‌دهد و رد پای اشک بر کاغذ پیداست! سخت است، سخت؛ وقتی همسر و فرزندانت در سوگ مرگ تدریجی و ارادی تو می‌گریند و تو شاهد عزاداری آنها بر مرگ خویشی، خویشتن داری دشوار است، نمی‌توان بر حال زارشان نگریست و نگریست! اما باید مراقب باشی که این عشق و اشک، پابست و عقال نشود!
 اما نه، جنس این اشک از جنس گریه بر سیدالشهدا (ع) و اشک بر مصائب زینب کبری سلام الله علی‌ها است. دل را صاف و عزم را جزم می‌کند، این‌ها موجب نمی‌شود که پایمان سست شود و بر صراط بلرزد، جوشش عشقی پاک است به زن و فرزند و گریستن بر مصائبی است که در راه حق تحمل می‌کنند. همه فدای زینب حسین علیهما السلام، مگر آن‌ها از اهل بیت پیامبر عزیزترند؟
 عزیزان من؛ اشک امروز من و شما باید چون اشک بر حسین ابن علی علیه السلام موجب جوشش و جنبش و تلاش و کوشش شود، باید دو بال پرواز شود تا به وصال محبوب حقیقی پر کشیم، باید سیلی شویم در خانمان و دودمان ظلم و ستم را از ریشه برکند، پس بیایید. با هم بگرییم و بگرییم، این اشک‌ها، ریشه ظالم را بر می‌کند.
 حسبنالله ونعم الوکیل
 مهدی خزعلی
 بند ٣۵٠ زندان اوین
 *زندانیان به تخت زاغه می‌گویند

انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان قمربنی هاشم وزارت اطلاعات

مهدی خزعلی به بیمارستان قمر بنی هاشم، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شده است.
 به گزارش خبرنگار کلمه، ماموران امنیتی ساعت دو نیمه شب گذشته مهدی خزعلی را از بیمارستان طالقانی خارج کرده بودند.
 در همین حال بنابه گزارش رسیده، مهدی خزعلی توسط ماموران وزارت اطلاعات به بیمارستان قمر بنی هاشم وابسته به این وزارتخانه منتقل شده است. این انتقال بدون اجازه پزشکان معالج صورت گرفته است

پاسخ قوه قضاییه به خانواده پرستو دوکوهکی: وضعیت زندانیان سیاسی-امنیتی به ما ارتباطی ندارد


                                                                              سپند میریوسفی:

۳۷ روز پس از دستگیری پرستو دوکوهکی، قوه قضاییه در پاسخ به پیگیری های خانواده وی گفت که وضعیت این روزنامه نگار زندانی به قوه قضاییه ارتباطی ندارد.
تاکنون هیچ یک از مقامات قضایی دلیل بازداشت پرستو دوکوهکی را اعلام نکرده‌اند. مادر پرستو دوکوهکی روز گذشته در ادامه پیگیری‌های خود وقتی از هیچ مرجع قضایی پاسخ نگرفت به دفتر رییس قوه‌قضاییه مراجعه کرد، اما مقامات مسئول از پذیرفتن نامه خودداری و اعلام کردند که وضعیت زندانیان سیاسی (امنیتی) به دفتر رییس قوه‌قضاییه ارتباطی ندارد و فقط مسوولان دادستانی تهران می‌توانند در این مورد پاسخ دهند.
بتول فیضی، مادر این روزنامه نگار در گفت‌و‌گو با کلمه در مورد آخرین وضعیت فرزندش این‌گونه توضیح می‌دهد:
بیش از یک‌ماه است که دختر شما در زندان است، آیا تاکنون مقامات قضایی دلیل بازداشت او را به شما توضیح داده‌اند؟
خیر! یک روز بعد از بازداشت دخترم، هر روز به دادسرای شهید مقدس، واقع در زندان اوین مراجعه کرده‌ام اما هیچ یک از مقامات قضایی به من پاسخی ندادند و دلیل بازداشت دخترم را هم اعلام نکرده‌اند و هربار فقط گفته‌اند که پرستو برای پاره‌ای از توضیحات در حال پاسخگویی به سوالات مقامات قضایی است. این درحالی است که من در جریان همه فعالیتهای دخترم هستم، او در دو سال گذشته به دلیل بیماری پدرش همه فعالیت‌های روزنامه‌نگاری خود را تعطیل کرده بود و فقط چند روز در هفته با بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی همکاری می‌کرد.
به غیر از دادسرای اوین به مراجع قضایی دیگر مراجعه نکرده‌اید؟
به دفتر دادستان تهران رفتم و در نهایت معاون ایشان بار دیگر مسوولان دادسرای اوین را مسوول پاسخگویی اعلام کردند. وقتی پاسخی نگرفتم تصمیم گرفتم به دفتر رییس قوه‌قضاییه به عنوان عالی‌ترین مقام‌قضایی مراجعه کنم. بنابراین نامه‌ای کوتاه نوشتم که در آن وضعیت خود و نگرانی نسبت به فرزندم را شرح دادم، اما متاسفانه پس از ساعت‌ها معطلی در مقابل دفتر ارتباطات مردمی ایشان، مسوولان آن دفتر نامه مرا نپذیرفتند و باز هم مرا به دادسرای اوین ارجاع دادند.
چرا؟
به گفته مسوولان آن مرکز، رییس قوه‌قضاییه پاسخگوی وضعیت متهمان پرونده‌های امنیتی (سیاسی) نیستند و فقط دادستانی تهران می‌تواند در این مورد توضیح دهد.
خواسته شما از رییس قوه‌قضاییه چه بود؟
من در نامه‌ام به ایشان یادآوری کرده بودم که، بیش از یک ماه است دخترم در سلول انفرادی نگهداری می‌شود و علی‌رغم وعده‌های مقامات قضایی مبنی بر پایان یافتن بازجویی‌ها و تعیین تکلیف سریع، روزهاست او در وضعیت بلاتکلیف است. با این توضیحات در نامه‌ام از ایشان درخواست کردم که فرزند بی‌گناهم را که بدون هیچ توضیحی ۳۵ روز است در سلول انفرادی زندان اوین نگهداری می‌شود، آزاد کنند.
در خبرها آمده بود که مقامات قضایی به دخترتان وعده آزادی داده بودند.
بله. در ملاقات، دخترم از قول کارشناس پرونده برای آزادی خبر داد و گفت که بازجویی‌هایش به پایان رسیده و قرار است این هفته آزاد شود. از آن تاریخ بیش از ۱۰ روز گدشته و تاکنون هیچ خبری از آزادی پرستو نیست.
آیا شما این وعده را از مقامات قضایی هم پیگیری کردید؟
بله! اما مقامات قضایی برخلاف آنچه به دخترم وعده داده بودند، گفتند که بازجویی‌ها تمام نشده و پرستو باید همچنان به پرسش‌های مقامات قضایی پاسخ بدهد.
به شما نگفتند که در مورد چه اتهامی باید پاسخ بدهد؟
هیچ توضیحی نداده‌اند.
در خبرها، آمده بود که دخترتان دارو مصرف می‌کند، آیا این موضوع را به مقامات قضایی یادآوری کردید؟
بله! دختر من بیش از دو سال است که به دلیل بیماری لاعلاج پدرش همه فعالیت‌های روزنامه‌نگاری خود را کنار گذاشته بود. متاسفانه بعد از فوت پدرش از چند ماه پیش حال روحی مناسبی نداشت و تحت درمان متخصصان، دارو مصرف می‌کرد. بارها در نامه‌هایم به این موضوع اشاره کرده‌ام، اما هیچ یک از مقامات قضایی به این موضوع توجه نمی‌کنند.
وضعیت دخترتان در ملاقات چگونه بود؟
به نظر می‌رسید، شرایط سخت سلول انفرادی دخترم را از نظر جسمی ضعیف کرده بود.
آخرین درخواستتان از مقامات چیست؟
آزادی بی قید و شرط دخترم. می‌خواهم باردیگر به مقامات قضایی یادآوری کنم که بعد از فوت همسرم من و دخترم تنها هم‌دم های هم بودیم و الان بیش از یک‌ماه است که من در کنار غم از دست دادن همسرم، با درد دوری از فرزندم به سختی زندگی می‌کنم

درگیری فیزیکی زندانیان عادی با بازداشت شدگان ۲۵بهمن


روز گذشته مابین زندانیان عادی محبوس در قرنطینه اندرزگاه هفت با بازداشت شدگان ۲۵ بهمن ماه درگیری فیزیکی رخ داد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی درگیری لفظی بین زندانیان عادی محبوس در قرنطینه اندرزگاه ۷ زندان اوین با بازداشتی ها مرتبط با ۲۵ بهمن ۹۰ که منجرب تنبیه یکی از بازداشت شدگان و انتقال وی به سلول انفرادی شده است روز گذشته نیز این زندانیان با بازداشت شدگان درگیری فیزیکی داشته اند.
بر اساس این گزارش زندانیانی که با جرائم اجتماعی در این اتاق نگهداری می شوند با توهین های مکرر و تهدید و تحقیر بازداشت شدگان جنگ روانی را بر علیه این زندانیان براه انداخته اند.
این زندانیان هم چنین به بازداشت شدگان اجازه استفاده از تلفن قرنطینه را نمی دهند، درگیری لفظی چند روز گذشته این افراد موجب اعلام اعتصاب غذای ۹ تن شده است و پس از درگیری فیزیکی روز گذشته طوفان هاتفی یکی از بازداشت شدگان جهت بازجویی به دادسرای مستقر در اوین احضار شد و علی شکرچی کماکان در بازداشت بسر می برد.
خانواده بازداشت شدگان اعتراضات ۲۵ بهمن بسیار نگران فرزندان خویش هستند و پاسخ روشنی از سوی قوه قضاییه دریافت نکرده اند.
گفتنی است، غلام حسین قاسمی، فرشاد اژیده، حمید عابدینی، محمد علی عبدلی، محسن مرادی، غلامحسین اذری نجف ابادی، حامد اصلانی، علی شکر چی، علی ازاد، طوفان هاتفی، مسعود کرمی از جمله بازداشت شدگان ۲۵ بهمن هستند که دو تن از ایشان به نامهای پژمان ظفرمند و فرشاد اژید با تودیع وثیقه از زندان آزاد شدند.

اعتصاب غذای ۱۰ تن از بازداشت شدگان ۲۵ بهمن در زندان اوین


ده نفر از بازداشت شدگان تجمع اعتراضی روز ۲۵ بهمن در زندان اوین در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

غلام حسین قاسمی، حمید عابدینی، علی آزاد، طوفان هاتفی، مسعود کرمی، حامد اصلانی، محسن مرادی، محمد علی عبدلی، غلامحسین آذری نجف ابادی، علی شکرچی ۱۰ تن از کسانی هستند که در روز ۲۵ بهمن بازداشت شده و تاکنون در زندان اوین به سر می‌برند.
این ۱۰ نفر که در اندرزگاه هفت زندان اوین در میان زندانیان شرور نگهداری می‌شوند، در اعتراض به وضعیت خود و نگهداری‌شان در میان این زندانیان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
علی شکرچی به خاطر رفتار این زندانیان شرور و عدم اجازه‌ی آن‌ها برای برقراری تماس تلفنی از سه روز قبل دست به اعتصاب غذا زده است. در پی این اعتصاب غذا وی به سلول‌های انفرادی منتقل شده است.
۹ بازداشتی دیگر نیز در پی این وضعیت همزمان با علی شکرچی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
مسعود کرمی شهروند نروژی ـ ایرانی است که بعد از ۲۰ سال برای اعتراض به حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی به ایران آمده است.
روز ۲۵ بهمن در پی فراخوان گروه‌های حامی جنبش سبز بسیاری از شهروندان به خیابان‌ها آمدند، اما با حضور گسترده نیروهای نظامی و امنیتی امکان برگزاری تجمع میسر نشد و در این بین بسیاری از شهروندان بازداشت شدند

علی شکرچی در هشتمین روز اعتصاب غذا در سلول انفرادی


علی شکرچی از بازداشت شدگان روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ از هشت روز پیش در حال اعتصاب غذا در سول انفرادی به سر می برد.
به گزارش رهانا، علی شکرچی به دلیل رفتارهای زندانیان شرور و نگهداری خود در میان آنان و عدم اجازه به آن‌ها برای تماس تلفنی در اندرزگان هفت زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود.
علی شکرچی در تاریخ ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ نیز بازداشت شده و مدت یک سال را در زندان اوین به سر برده بود. وی در تاریخ ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰ از زندان آزاد شده بود و تنها پنج روز بعد از آزادی دوباره بازداشت شده است.
وی در اعتراضات سال ۸۸ نیز مدتی را بازداشتی شده بود.
غلام حسین قاسمی، حمید عابدینی، علی آزاد، طوفان هاتفی، مسعود کرمی، حامد اصلانی، محسن مرادی، محمد علی عبدلی و غلامحسین آذری نجف ابادی ۱۰ تن از کسانی هستند که در روز ۲۵ بهمن بازداشت شده و تاکنون در زندان اوین به سر می‌برند.
این ۹ نفر نیز همزمان با علی شکرچی دست به اعتصاب غذا زده بودند که از وضعیت آنان و ادامه‌ی اعتصاب‌شان اطلاعی در دست نیست.
مسعود کرمی شهروند نروژی ـ ایرانی است که بعد از ۲۰ سال برای اعتراض به حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی به ایران آمده است.
روز ۲۵ بهمن در پی فراخوان گروه‌های حامی جنبش سبز بسیاری از شهروندان به خیابان‌ها آمدند، اما با حضور گسترده نیروهای نظامی و امنیتی امکان برگزاری تجمع میسر نشد و در این بین بسیاری از شهروندان بازداشت شدند.

۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

فراخوان زندانی سياسی رضا شريفی بوکانی به تحريم نمايش انتخابات


زندانی سياسی رضا شريفی بوکانی به تحريم نمايش انتخابات فراخوان داد و ضمن بزرگداشت خاطره شهدای زندانی از جمله علی صارمی، جعفر کاظمی و محمد حاج آقايی طی پيامی گفت: من اعلام می دارم به خامنه ای، بدانيد که عامل سرکوب و جنايت عليه بشريت در ايران تنها شما هستيد که پايبند به هيچ حقوق و آيين و مذهبی نيستيد و از آن روز بترسيد که خيزش مردم ايران برپا گردد.     

تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی ارومیه جهت مصاحبه تلویزیونی


بازجویان وزارت اطلاعات در بازجویی ها از ایشان خواسته بودند که با نوشتن توبه نامه از اقدامات خود در مقابل دوبین ابراز ندامت کنند     

درخواست هم‌بنديان سابق سعيد ملک‌پور برای لغو حکم اعدام وی

۵۱ نفر از هم‌بنديان سابق سعيد ملک‌پور، زندانی محکوم به اعدام، که بيشتر آنان را روزنامه‌نگاران و بازداشت‌شدگان پس از انتخابات خرداد ۸۸ تشکيل می‌دهند با امضای شهادت‌نامه‌ای، خواستار توقف اجرای حکم او شدند.به گزارش تارنمای بامدادخبر، امروز سه‌شنبه دوم اسفندماه، هم‌بنديان سابق سعيد ملک‌پور با انتشار شهادت‌نامه‌ای گواهی داده‌اند که سعيد ملک‌پور بار‌ها و بار‌ها نزد آن‌ها گفته است که اعترافات او تحت شکنجه و فشارهای روحی و روانی و انفرادی‌های طولانی مدت بوده است و آثار اين شکنجه‌ها هنوز بر بدن او باقی است.آن‌ها با بيان اين‌که "سزای سعيد ملک‌پور اعدام نيست" نوشته‌اند: "ما از مسؤولين قضايی و امنيتی کشور درخواست داريم تا ضمن توقف اجرای حکم اعدام سعيد ملک‌پور، بار ديگر اين پرونده را دادرسی کنند."امضاکنندگان شهادت‌نامه نوشته‌اند: "از آن‌جا که احتمال بروز خطای انسانی به‌دليل فقدان کار‌شناسی فنی و بررسی دقيق در اين پرونده می‌رود و از آن‌جا که اعدام مجازاتی بازگشت‌ناپذيراست و جانی که گرفته شد را باز پس نمی‌توان داد؛ پس حداقل روزنه‌ای را باز بگذارند تا اگر روزی صادقانه و عادلانه به پرونده سعيد رسيدگی شد و بی‌گناهی‌اش اثبات گرديد راه بازگشتی باشد."

صدای سعید ملک پور از زندان و توضیح تکان دهنده درباره شکنجه و پرونده اش

video

این صدای سعید ملک پور است که از درون زندان اوین درباره پرونده اش می گوید و توضیحاتی تکان دهنده از شکنجه های فیزیکی و روحی اش توسط بازجوهای سپاه در سلولهای انفرادی بند دو.الف. پرونده سعید به اجرای احکام رفته و هر روز امکان اجرای حکم اعدامش وجود دارد

میرحسین؛ دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان محکم و استوار ایستاده ام!

آری هموطنم میبینی میرحسین ایستاده است، او همچنان با قامتی استوار ایستاده است؛ آری او تا آخر ایستاده است!این صدای اوست که به گوش میرسد، این اوست که بیادمان می اندازد که در عهد پیمانی که با ما بسته است ایستاده است. آری این اوست که در گفت و گوی تلفنی کوتاه، با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که «هیچ چیز عوض نشده است و خطاب به فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام!     
   

تجاوز و شكنجه نازنین صدیقی توسط ماموران زندان

video

۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

ارسال پرونده سعید ملک‌پور زندانی محکوم به اعدام به اجرای احکام




خانه حقوق بشر ایران :پرونده سعید ملک‌پور فعال سایبری محکوم به اعدام طی روزهای گذشته به اجرای احکام ارسال شده است.
وکلای سعید ملک‌پور فعال سایبری محکوم به اعدام طی روزهای گذشته برای اعاده دادرسی و دریافت تأیید حکم اعدام این زندانی به دیوان عالی کشور و دادگاه انقلاب مرجعه کرده بودند، اما متوجه شدند که پرونده‌ی وی به اجرای احکام ارسال شده است.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» پرونده‌ی سعید ملک‌پور در حالی به اجرای احکام فرستاده شده که حکم اعدام وی که برای دومین بار در دیوان عالی کشور تأیید شده بود، هنوز به وی و وکلای‌اش ابلاغ نشده است.
سعید ملک‌پور که مهر ماه سال جاری برای بار دوم از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم اعدام دریافت کرده بود به هفت سال و نیم زندان نیز محکوم شده است. این حکم سال گذشته از سوی دیوان عالی کشور یک بار نقض شده بود، اما قاضی مقیسه برای بار دوم این حکم را تأیید کرد.
پس از ارسال مجدد پرونده به شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور، در حالی که به نواقص پرونده رسیدگی نشده بود، این حکم بدون اطلاع قضات مستقر شد شعیه ۳۲ دیوان عالی مجددا تأیید شد.

سعید ملک‌پور که مهر ماه سال جاری برای بار دوم از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم اعدام دریافت کرده بود به هفت سال و نیم زندان نیز محکوم شده است.

ملک‌پور هم اکنون نزدیک ۱۱ ماه است که در سلول‌های انفرادی (۶ ماه) و چند نفره بند ۲ الف زندان اوین که زیر نظر سپاه پاسداران و خارج از نظارت سازمان‌ زندان‌ها است نگهداری می‌شود.

وی در ابتدای بازداشت نیز یک سال و ۶ ماه در سلول‌های انفرادی تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برده بود. این فعال سایبری در حال حاضر سه سال و چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد.
طی هفته‌های گذشته بازجویان اطلاعات سپاه پاسداران با انتقال سعید ملک‌پور به سلول‌های انفرادی از وی خواسته بودند برای لغو حکم اعدام دوباره در برابر دوربین‌های صدا و سیما علیه خویش اعتراف کند. ملک‌پور این درخواست بازجویان را رد کرده بود.
ملک‌ پور متولد خرداد ماه ١٣۵۴، فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی از دانش‌گاه صنعتی شریف با سابقه‌ی کار کارشناسی در شرکت ایران خودرو، مرکز تحقیقات رازی‌ و یکی‌ از بازرسان شرکت گرما فلز بوده است. وی موفق به اخذ پذیرش از دانش‌گاه ویکتوریا کانادا جهت ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شده بود.
سعید ملک پور، که پیش از بازداشت در سال ۱۳۸۷ مقیم کشور کانادا بود، متخصص کامپیوتر است و وکیل و خانواده او گفته بودند که از برنامه‌ای که او نوشته، بدون اطلاعش برای طراحی سایت‌های مستهجن استفاده شده است. اتهاماتی که خود سعید ملک‌پور نیز آن‌ها را با انتشار نامه‌ای از درون زندان تکذیب کرده بود.
سعید ملک‌پور که مهر ماه سال جاری برای بار دوم از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم اعدام دریافت کرده بود به هفت سال و نیم زندان نیز محکوم شده است.ملک‌پور هم اکنون نزدیک ۱۱ ماه است که در سلول‌های انفرادی (۶ ماه) و چند نفره بند ۲ الف زندان اوین که زیر نظر سپاه پاسداران و خارج از نظارت سازمان‌ زندان‌ها است نگهداری می‌شود.وی در ابتدای بازداشت نیز یک سال و ۶ ماه در سلول‌های انفرادی تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برده بود. این فعال سایبری در حالی حاضر سه سال و چهار ماه است که در زندان به سر می‌برد.ملک‌ پور متولد خرداد ماه ١٣۵۴، فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی از دانش‌گاه صنعتی شریف با سابقه‌ی کار کارشناسی در شرکت ایران خودرو، مرکز تحقیقات رازی‌ و یکی‌ از بازرسان شرکت گرما فلز بوده است. وی موفق به اخذ پذیرش از دانش‌گاه ویکتوریا کانادا جهت ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شده بود.سعید ملک پور، که پیش از بازداشت در سال ۱۳۸۷ مقیم کشور کانادا بود، متخصص کامپیوتر است و وکیل و خانواده او گفته بودند که از برنامه‌ای که او نوشته، بدون اطلاعش برای طراحی سایت‌های مستهجن استفاده شده است. اتهاماتی که خود سعید ملک‌پور نیز آن‌ها را با انتشار نامه‌ای از درون زندان تکذیب کرده بود.

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

خزعلی: من تا شهادت ایستاده ام




گر خداوند مرا در جمع شهیدان پذیرفت، سلام شما را به همت و باکری خواهم رساند.
مهدی خزعلی، رزمنده دفاع مقدس و نویسنده منتقد که از یک ماه پیش بازداشت و در اعتصاب غذا به سر می برد در پیامی خطاب به همسر شهید باکری، همسر شهید همت و محمد نوریزاد گفته است: بگذارید قبل از اینکه در سوگ ارزش ها دق کنم برای احیای ارزش های ناب انقلاب اسلامی جان خویش فدا کرده و جایی برای خویش در خیل شهیدان باز کنم.

به گزارش کلمه، مهدی خزعلی با تاکید بر اینکه تا شهادت ایستاده است در پیام خود آورده است: اگر خداوند منان مرا در جمع شهیدان پذیرفت، سلام شما را به همت و باکری خواهم رساند.

شب گذشته همسران شهید باکری و همت و همچنین محمد نوریزاد در نامه ای خطاب مهدی خزعلی، خواسته بودند که برای فردایی که همه چشم به راه اویند به اعتصاب خود پایان دهد.

در این نامه آمده بود: متوجه شدیم که او را به چهارده سال حبس در شهرستان برازجان و بعد از اتمام دوره محکومیت، به ده سال اقامت اجباری در این شهرستان حکم داده اند. و افزون بر اینها: نود ضربه شلاق!

چند روز پیش در خبرها آمده بود که مهدی خزعلی پس از بیست و پنج روز اعتصاب غذا بر اثر خونریزی معده به بهداری بند ۳۵۰ منتقل شده است.

این گزارش حاکی است هر چند وضعیت جسمی این زندانی سیاسی مناسب نیست و تاکنون بیش از ۱۶ کیلو کاهش وزن داشته است، اما او اعلام کرده که به اعتصاب غذای خود ادامه می دهد.

متن کامل پیام مهدی خزعلی به همسر شهید باکری، همسر شهید همت و محمد نوریزاد که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم رب الشهدا

برادر عزیز آقای محمد نوریزاد و همسران گرامی همرزمان شهید همت و باکری (دام عزهم)

پیام محبت آمیزتان واصل شد. از لطفتان سپاسگزارم، اما این حقیر از قافله عشق جا مانده ام شاید دری به آسمان باز شده باشد و شاید فرصتی، تا ادای دین نمایم.

بگذارید قبل از اینکه در سوگ ارزش ها دق کنم برای احیای ارزش های ناب انقلاب اسلامی جان خویش فدا کرده و جایی برای خویش در خیل شهیدان باز کنم. امروز و هر روز شاهد ذبح ارزش های انقلاب اسلامی هستیم و این نهال بیش از همیشه نیازمند ایثار و ازخود گذشتگی است.

دوستان عزیز به جای اینکه از من بخواهید تا اعتصاب را بشکنم، از آنان بخواهید به این حبس های غیرقانونی پایان دهند.

من تا شهادت ایستاده ام و اگر خداوند منان مرا در جمع شهیدان پذیرفت، سلام شما را به همت و باکری خواهم رساند.

والسلام علیکم و رحمة الله

مهدی خزعلی

٩٠/١١/ ١٧

وعده ما بیست و پنجم بهمن


آغاز: ساعت چهار، پایان: تا آزادی! با فریاد، در خیابان!
آدرس محل های تجمع در تهران و شهرستان ها:
تهران: حدفاصل میدان فردوسی و تقاطع خیابان نواب و آزادی
تبریز: میدان ساعت تا چهارراه آبرسان
اصفهان: چهار باغ پایین به سمت میدن انقلاب
مشهد: خیابان احمد آباد، حدفاصل میدان دکتر شریعتی (تقی آباد) تا میدان فلسطین
شیراز: ملا صدرا-نمازی
کرمانشاه: چهارراه :نوبهار تا میدان مرکزی
ارومیه: خیابان استادان
رشت: خیابان مطهّری به سمت چهار راه میکائیل
شاهین شهر: خیابان بهشتی شاهین شهر فلکه شهرداری
اهواز: میدان شهدا
همدان: حوالی آرامگاه بوعلی
آمل : میدان 17 شهریور
لاهیجان: حد فاصل بین میدان شهدا تا میدان چهار پادشاه،
آبادان: خیابان امیری
بندرانزلی: خیابان پاسداران
یزد: میدان اطلسی تا دانشگاه یزد
زنجان: خیابان سعدی
کرمان: مسیرهای منتهی به میدان آزادی
اردبیل: میدان شریعتی
خرم آباد: خیابان شهدا
اسلام شهر: خیابان باغ فیض
بروجرد: از میدان رازان تا انتهای تختی
برازجان: میدان بیمارستان
تالش: میدان امام خمینی به سمت فرمانداری
ایلام: از میدان امام تا میدان 22 بهمن
گرگان: خیابان شالیکوبی تا میدان ولی‌ عصر (کاخ)
تنکابن: حد فاصل میدان امام تا میدان شهید شیرودی
دزفول: چهارراه شریعتی تا چهارراه قاضی
بابل: خیابان دانشگاه نوشیروانی)
سنندج: میدان آزادی تا استانداری
سبزوار: خیابان کاشفی
قزوین: خيابان خيام جنوب به شمال
بیرجند: خیابان مدرس
بندرعباس: خیابان امام خمینی
اراک: تمامی مسیر ها به سمت میدان باغ ملی
قم: خیابان ارم و صفاییه اطراف بیت آیات عظام صانعی و مرحوم منتظری
اراک: تمامی مسیر ها به سمت میدان باغ ملی
خوانسار: پمپ بنزین - خیابان امام خمینی- میدان امام خمینی
بهشهر: خيابان امام خميني به سمت پارك ملت
شاهرود: سرچشمه به سمت آبشار
بجنورد: میدان هفده شهریور تا میدان شهید
شهرکرد: چهار راه فصیحی تا سه راه سینما
یاسوج: پارک ساحلی
سمنان: میدان سعدی به سمت میدان کوثر
کاشان: میدان 15 خرداد
ساری:از میدان ساعت تا میدان شهرداری
ورامین: میدان راه آهن تا میدان اصلی ورامین
کازرون: تمام مسيرهاي منتهي به فلكه خيرات - ميدان شهدا
آستارا: خیابان امام خمینی

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

کشته شدن یک نوجوان 15 ساله کرد توسط نیروهای رژیم

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در مریوان، نوجوانی 15 ساله را مورد هدف تیراندازی قرار داده و به‌ قتل رساندند. صبح روز یکشنبه، 9 مردادماه، نیروهای جمهوری اسلامی واقع در مرز مریوان به سوی دسته ای از نوجوانان کاسبکار کرد تیراندازی نموده و نوجوانی 15 ساله به اسم آرمان ملایی را کشتند. بنا به‌ اخبار رسیده به کردستان و کردنیوز، این نوجوان که پس از تعطیلی مدارس، برای اولین بار درصدد کار کولبری در مناطق مرزی مریوان و کمک به خانواده ی خود بود، روز یکشنبه با دسته ای از همراهان همسن و سال خود از فرط خستگی به‌ خواب رفته‌ و سپس با شلیک نیروهای مسلح رژیم از خواب برخواسته و پا به فرار گذاشته اند. نیروهای مسلح رژیم نیز از پشت سر به سوی آنان شلیک کرده‌ و آرمان ملایی، 15ساله را با شلیک سه گلوله به قتل میرسانند. خبرگزاری کردستان و کرد، این جنایتهای رژیم جمهوری اسلامی را به شدت محکوم نموده و مراتب تسلیت خود را به خانواده این نوجوان 15 ساله ابراز میدارد.

یک زندانی سیاسی بر اثر شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات در آستانۀ کور شدن قرار دارد


چشم زندانی سیاسی افشین بایمانی بر اثر شکنجه‌ی جسمی توسط بازجویان وزارت اطلاعات در معرض خطر جدی کور شدن قرار دارد. زندانی سیاسی افشین بایمانی که محکوم به حبس ابد می‌باشد. به‌دلیل نگارش نامه به گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل ‌متحد به سلولهای انفرادی منتقل و پس از مدتی او را به سلولهای انفرادی بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج انتقال دادند. او توسط ۴تن از بازجویان وزارت اطلاعات در حالی که چشم‌بند، دست‌بند و پابند به وی زده بودند مورد شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت. بازجویان وزارت اطلاعات ابتدا او را احاطه کرده و با مشت و لگد به‌جان وی افتادند. ضربات لگد بیشتر متوجه سر و صوت او بود. شکنجه‌های وحشیانه نزدیک به ۴۵دقیقه ادامه داشت. در اثر این شکنجه‌ها سر و صورت وی از چند ناحیه دچار زخم های شدید و خونریزی گردید. چشم سمت راست او به‌شدت آسیب دیده است و در قسمت سیاهی و سفیدی چشم راست او لکه های خون قرار دارد. هم‌چنین کاسه‌ی چشمش کبود و متورم و صورت وی زخمی، متورم و کبود می‌باشد.
بازجویان وزارت اطلاعات سپس او را با این حالت به سلولهای انفرادی بند ۵ زندان گوهردشت منتقل کردند و علیرغم وضعیت حاد جسمی در اثر شکنجه‌های وحشیانه به افسر پاسدار میرزا آقایی دستور دادند که او را مجدداً مورد شکنجه‌های جسمی قرار دهد. میرزا آقایی از شکنجه‌گران شناخته شده‌ی زندان گوهردشت کرج می‌باشد که تا به‌حال در اثر شکنجه‌های وحشیانه وی تعدادی از زندانیان عادی کشته و یا دچار نقص‌عضو شده‌اند.
زندانی سیاسی افشین بایمانی علیرغم وضعیت وخیم جسمی و به‌خصوص وضعیت حاد یکی از چشمانش به‌حال خود رها شده است و از درمان وی خوداری می‌کنند. در صورت عدم رسیدگی به موقع خطر جدی وجود دارد که چشم او دچار عفونت گردیده و منجر به کور شدن وی گردد.
زندانی سیاسی افشین بایمانی در سال ۱۳۷۹ همراه با همسر باردارش و فرزندش دستگیر شد و ماه‌ها در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ تحت شکنجه‌های وحشیانه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت. او به حبس ابد محکوم شد و از آن زمان تاکنون هم‌چنان در زندان مخوف گوهردشت کرج زندانی است. برادرش زنده‌یاد مهدی بایمانی در جریان دستگیری آنها با شلیک گلوله پاسداران جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران نمود.
فعالین حقوق‌بشر و دمکراسی در ایران، به‌کار بردن شکنجه‌های وحشیانه علیه زندانی سیاسی افشین بایمانی به صرف نوشتن نامه به گزارشگر ویژه را شدیدا محکوم می‌کند و از کمیسر عالی حقوق‌بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه به ایران جهت ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها برای تهیه‌ی گزارش از جنایت علیه بشریت رژیم ولی‌فقیه علی خامنه‌ای و ارائه‌ی آن به سازمان ملل می‌باشد.
فعالین حقوق‌بشرو دمکراسی در ایران
۱۲مرداد ۱۳۹۰ برابر با ۰۳ اوت ۲۰۱۱

به دختران و پسران جوان در زندان ها تجاوز شده است

نامه ای که پس از ده روز منتشر شد

مهدی کروبی :

به دختران و پسران جوان در زندان ها تجاوز شده است

دوسال پیش در چنین روزهایی بود که شیخ شجاع نامه ای سرگشاده به هاشمی نوشت و پرده از جنایات حاکمان جمهوری اسلامی برداشت … نامه ای افشاگرانه که تن حاکمان مستبد ایران را لرزاند … این نامه گرچه پس از ده روز منتشر شد، اما سخت معادلات رژیم دیکتاتوری را برهم زد … کیهانیانکه به کرات به کروبی تریبون می دادند تا علیه اصلاح طلبان دیگر از او تیتر نخست بگیرند، هرگز درمعادلات شان این جایگاه را برای کروبی در نظر نداشتند که چنین با اقتدار پای حقوق از دست رفتهمعترضان بایستد، اما شیخ ایستاد و دشنام شنید و عقب نشینی نکرد تا ثابت کند، سقف تحملحاکمیت کوتاه تر از آن است که حتی شیخ شیرین سخن دیروز را که همواره در صفحات نخست رسانههای محافظه کار جایش می دادند، تحمل کنند.
آری شیخ ماند و نشان داد که وقتی به حرکتی ایمان دارد برایش فرقی نمی کند که آن حرف خوشاینداقتدارگرایان و یا حتی گاهی دوستانش هم نباشداآری! شیخ ماند ونشان داد که به نام دین و اسلامدر زندان های جمهوری اسلامی تجاوز می کنند و سپس حاکمان جای آنکه یکبار، تنها یکبار بگویند اگراین اخبار درست باشد با متجاوزان چه خواهند کرد مدام برای شیخ خط و نشان می کشند که چراآبروی نظام را در دنیا بر باد داده است.
آری! امروز دوسال از این حرکت افشاگرانه ی شیخ گذشت …  او نیز می توانست همچون دیگر کاسه لیسان حکومتی در برابر این جانایات سکوت کند، اما شجاعانه در کنار مردم ایستاد و فریاد مردم ستم دیده شد … 
بازنشر نامه اش یادآوری اتفاقات دوسال پیش را بهمراه دارد … متن کامل نامه بدین شرح است :
با سلام و احترام
بعد از برگزاری انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگيری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان اين کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونين کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگيز حتی با خانم‌ها در سطح خيابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسيار قابل تامل و پيگيری است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آميز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قريب به نيم قرن سردی و گرمی روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قريب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غيرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکيک به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايی که در فرهنگ دينی و اسلامی هيچ يک از گروه‌ها جايی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای اين کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بديهی اسلام آشنايی ندارند و البته شايعاتی نيز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستيد در اين خصوص چندی پيش نامه‌ای خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همين نکات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنيده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخير که اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی اين مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در اين کشور بوده‌اند. نيروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر يک مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجرای سياه و ننگين می‌کند که روی بسياری از حکومت‌های ديکتاتور از جمله رژيم ستمشاهی را سفيد خواهد کرد.
گمان نمی‌کنم زندانيان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.
اينجانب اين مطالب را برای شما می‌نويسم و مصرانه می‌خواهم روی اين قضيه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌ای مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقی نيفتاده که ان‌شاءالله هم نيست و بعيد می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلی که بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتيبی اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوی هياتی عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا که شنيده‌ام تهديد شده‌اند که اگر مطلبی در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نيز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسی جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعی می‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:
عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است. از سوی ديگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشيانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گرديده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزيده‌اند.
با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پيگيری تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسی برای آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از اين دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور می‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده که يکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و ديگری نزد بنده قرار دارد.

«وضعیت وخیم جسمانی طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران»

به گزارش برخی رسانه‌ها، وضعیت جسمی حشمت‌اله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران و سخن‌گوی شورای هم‌بستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران که در زندان رجایی شهر کرج به سر می‌برد، وخیم گزارش شده است. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، طبرزدی پس از عارضه قلبی هم اینک در وضعیت وخیم جسمانی به‌سر می‌برد. علی طبرزدی، فرزند حشمت‌اله طبرزدی در گفت‌وگویی با تایید این خبر، اظهار داشت که آخرین ملاقات پدرش با خانواده پنج‌شنبه گذشته بوده که در طی آن پدرش از عدم رسیدگی به وضعیتش گله کرده است‌.

انتقال زندانی سیاسی ارژنگ داودی به بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات

در راستای فشارهای طاقت‌فرسا که از چند هفته پیش علیه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج آغاز شده است روز گذشته زندانی سیاسی ارژنگ داودی به سلولهای انفرادی بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل گردید.روز سه‌شنبه ۱۱مرداد ماه زندانی سیاسی ارژنگ داودی بدون هیچ دلیل از سالن ایزوله شده ۱۲ بند ۴ به بند سپاه زندان گوهردشت کرج که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می‌باشد منتقل گردید. زندانیان سیاسی که به بند سپاه منتقل می‌شوند مورد بازجویی، شکنجه‌ی جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار می‌گیرند. انتقال ارژنگ داودی به بند سپاه با خطر جدی شکنجه‌ی جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات مواجه است.
پیش از این زندانی سیاسی افشین بایمانی به بند سپاه منتقل شده بود که با شکنجه‌های وحشیانه بازجویان وزارت اطلاعات مواجه گردید و در اثر شکنجه‌های وحشیانه چشم راست او در آستانه‌ی کور شدن قرار گرفته است.
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج از بهمن ماه سال گذشته به سالن ایزوله شده ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت کرج منتقل شدند و ارتباطات آنها را مانند تلفن و ملاقات حضوری و بعضی از زندانیان سیاسی حتی ملاقات کابینی را با خانواده هایشان قطع کرده‌اند تا سعی کنند آنها را ایزوله و وادار به تسلیم نمایند. زندانیان سیاسی هم‌چنین با محدودیتهای مختلف مانند قطع مقطعی هواخوری، تعیین زمان هواخوری در زمانی که زیر تابش شدید خورشید و گرمای زیاد می‌باشد و فشارهای طاقت‌فرسا مانند محرومیت از درمان، انتقال به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ و سپاه، شکنجه‌های وحشیانه جسمی و روحی و نصب دستگاههای پارازیت در سالن که منجر به ایجاد ناراحتیهای مختلف و تشدید بیماری سایر بیماران شده می‌باشد.
در حال حاضر علاوه بر زندانی سیاسی ارژنگ داودی ۴ زندانی سیاسی دیگر بنامهای محمدعلی منصوری، صالح کهندل، بهروز جاوید تهرانی و فرزاد مدد زاده در سلولها انفرادی بند مخوف ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات به‌سر می‌برند و از زمان انتقال تاکنون خانواده‌های آنها از وضعیت و شرایط آنها بی‌خبر هستند.
فعالین حقوق‌بشر و دمکراسی در ایران 

۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

آقای ابراهیم نبوی عزیز، چرا مغلطه میکنید؟ (نقدی بر مقاله استبداد زدگی ملی، در سایت جرس)

امروز، آقای ابراهیم نبوی مطلبی نوشته اید در جرس و معتقدید که شرکت در انتخابات، کار درستی هست و لازمه دموکراسی! و بدون آن به هیچ نمیرسیم! نقدی بر کلام شما: مغلطه اول - "مردم ایران انقلابی هستند"کجا این مردم انقلابی هستند؟ ملتی که 32 سال هر تحقیر و ذلتی را تحمل کرده و اجازه داده در قرن بیست و یکم، با او مثل قرون وسطی برخورد شود، انقلابی است؟ ملتی که حتی در پوشیدن لباس آزاد نیست، 32 سال است که در خیابان تحقیر میشود، انقلابی است؟ ملتی که 14 سال هست مثل بره سرش را پایین انداخته در انتخابات فرمایشی شرکت میکند، بلکه ذره ای اوضاع بهتر شود، انقلابی هست؟ ملتی که در خیابان کشته میدهد و کسانی را که به سمتش شلیک کرده اند، رها میکند و به آنها آب میدهد، انقلابی هست؟ ملتی که با وجود ثروت های کلان نفتی، بدترین شرایط اقتصادی را دارد و دم نمی زند، انقلابی هست؟ این ملت تا کی به شما و جناب خاتمی و امثالهم بدهکارند و باید ثابت کنند که انقلابی نیستند؟ دیگر چه کار باید بکنند که ثابت بکنند میخواهند از راههای مسالمت آمیز تغییر ایجاد بکنند؟ اگر اسم این انقلابی است، پس مفهوم سازش کار چیست؟ نه آقای نبوی عزیز، این ملت انقلابی نیست بلکه اتفاقا بیش از حد سازش کار هست و خسته از نخبگانی که مغلطه میکنند و آدرس غلط میدهند!      

۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

نگرانی خانواده حسین رونقی وبلاگ نویس زندانی از حال جسمی او


نگرانی خانواده حسین رونقی وبلاگ نویس زندانی از حال جسمی او بی‌بی‌سی: مادر حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس زندانی در ایران می گوید که روز چهارشنبه با خبر شده است حال پسرش یک بار دیگر به علت مشکلات کلیه بد شده اما پدرش اجازه ملاقات با او را نیافته است. حسین رونقی ملکی که با نام مستعار بابک خرمدین وبلاگ می نوشت، یکی از معترضان به نتیجه اعلام شده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود که حدود ۲۰ ماه قبل بازداشت شد. او به ۱۵ سال زندان محکوم شده است. زلیخا موسوی مادر حسین رونقی ملکی در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت که آقای رونقی روز ۳۱ خرداد ماه پس از ده روز بستری شدن در بیمارستان به زندان منتقل شده بود. او می گوید که علیرغم توصیه پزشکان و پزشکی قانونی برای استراحت حسین رونقی، مقام های زندان در دو ماه گذشته از دادن مرخصی به او خودداری کرده اند. خانم موسوی می گوید که به پدر حسین رونقی اجازه بازدید یا حتی تماس تلفنی برای آگاهی از حال جسمی او را نداده اند. او می گوید که به علت ۱۳ ماه حبس انفرادی کلیه های پسرش دچار مشکل شده و دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است. به گفته او یکی از کلیه ها از کار افتاده است و او اکنون نیازمند عمل جراحی کیسه صفرا نیز هست. به گفته خانم موسوی، حسین رونقی در ملاقات دو روز پیش به او گفته است که به علت بدی حال بار دیگر در چند روز گذشته به بیمارستان منتقل شده بود. چند ماه پیش بیش از صد تن از فعالان سیاسی و مدنی با انتشار بیانیه ای خواهان آزادی آقای رونقی ملکی شده بودند. خانواده ملکی ساکن شهرستان ملکان در نزدیکی تبریز هستند و حسین رونقی در همین شهرستان بازداشت شد. او مهر ماه گذشته در اعتراض به بدرفتاری مامورین زندان دست به اعتصاب غذا زده بود.

هموطن | خواهرم | برادرم در شهر ما به ناموسمان تجاوز میکنند و ما.....


فحش و کتک خوردن و سرکوب بانوی ایرانی در راستای /طرح امنیت اخلاقی/ توسط نیروی بی شرف انتظامی و ما هنوز نظاره گر هستیم. --------------------------------------------------------------------------------------------- ما روز شنبه هــــــــــجـــــــدهـــم18 تیر برای خرید عید هم که شده به خیابان می آییم..........هـــــمــــراه شــــو عــــزیــــز.......

بی غیرت هستیم اگر 18هجدهم تیر در خانه بمانیم



میکشم میکشم آن که برادرم کشت. ******18 تیر بپا خیزید.****** ----------------- یک جوان بیگناه به ضرب گلوله بسیجیان در تهران کشته میشود ---------

حسین رونقی همچنان زیر شکنجه است


سنگدلان حاکمیت جور و ستم، بعد از گذشت از آن دوره‌ی 13 ماهه‌ی شکنجه و انفرادی همچنان به آزار و اذیت او ادامه می‌دهند. حسین رونقی در شب گذشته یعنی 90/4/16 در اوین دچار تشنج شده است و وضعیت بسیار نگران‌کننده‌‌یی دارد. حسین رونقی در زمانی که بازداشت شد جوانی تندرست بود که بعد از 13ماه انفرادی متاسفانه به خاطر شکنجه‌هایی که در آنجا صورت گرفت سلامتی خود را از دست داد. کلیه‌های حسین از دست رفته است و حال که باید تحت درمان قرار گیرد، این بار او را با بیماری شکنجه می‌دهند. او در زندان اوین وضعیت اورژانسی دارد ولی مسوولان زندان او را پدرش پنهان کرده‌اند و نمی‌گذارند صدایش را بشنود. قتلی دیگر در اوین در حال رخ دادن است به یاری حسین رونقی بشتابیم. مسوولان امنیتی قصد به کشتن او دارند ولی نه با حکم اعدام بلکه با شکنجه! حسین رونقی جزو هیچ گروه و حزب سیاسی نیست و فقط یک آزادی‌خواه است که برای میهن خود بپاخاسته است. او متعلق به همه‌ است به همه‌ی آزادی‌خواهان جهان، با هر اندیشه و مرامی. حسین رونقی را تنها نگذاریم و آزادی او را بخواهیم.

يورش وحشيانه بسيجي ها به خوابگاه دختران و قيچي كردن موهاي يك دختر دانشجو


alt
آژانس ايران خبر  : صبح روز سه شنبه 14 تير ، ساختمان خوابگاه دختران دانشگاه غیر انتفاعی اصفهان به دستور ریاست دانشگاه پلمپ شد. به گفته یک منبع آگاه
3 نفر از اعضا بسیج برادران بدون هیچ دلیل موجهی وارد خوابگاه شده و برای دختران به بهانه مشکوک بودن به عده ای مزاحمت ایجاد میکنند,  به گفته یکی از ناظران یکی از این بسیجیان که با نام مستعار حمید صدا زده میشد وارد یکی از اتاق ها شده و موهای یکی از دختران را با قیچی کوتاه میکند , این عمل خشم دختران خوابگاه ر ابرانگیخته وبه درگیری منتهی میشود , مسئولان دانشگاه برای سرپوش گذاشتن بر این حرکت زشت بسیج به بهانه ای خوابگاه را پلمپ و دختران را به خوابگاه پاسگاه منتقل میکنند تا به طور موقت آن شب را آنجا بمانند.

درگیری خونین در زندان گوهردشت کرج منجر به قتل 4 زندانی و تعداد زیادی مجروح گردید


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در یک درگیری خونین در بند 6 زندان گوهردشت کرج 4 زندانی کشته و بیش از 15 نفر شدیدا زخمی که وضعیت تعدادی از آنها بسیار وخیم اعلام شده است.
سه شنبه شب 14 تیرماه حوالی ساعت 23:15 طی یک درگیری خونین در سالن 18 بند 6 زندان گوهردشت که برای مدت طولانی ادامه داشت که در جریان این درگیری 4 نفر کشته شدند . اسامی آنها به قرار زیر می باشد:مالک ملک پور،مجتبی کلانی،محمد حاجیان هویت نفر چهارم هنوز نامشخص می باشد .
در این درگیری حداقل 15 نفر بشدت زخمی شدند و زخمهای آنها به حدی شدید بود که تعدادی از آنها به بیمارستانهای خارج از زندان انتقال یافتند.علیرغم درگیری شدید و خونین برای مدت نسبتا طولانی در این بند پاسداربندها و گارد یژه زندان برای جلوگیری از این درگیری خونین هیچگونه دخالتی نکردند و اجازه دادند که نتیجۀ آن 4 کشته و حداقل 15 زخمی باشد.
درگیریهای خونین توسط باندهای مافیایی زندان که بدستور مردانی رئیس زندان و خادم معاون وی و همچنین فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان عمل می کنند صورت می گیرد و هدف آنها از این درگیریهای خونین حذف زندانیان معترض نسبت به سیاستهای سرکوبگرانه وحشیانه در زندان می باشد.
در حال حاضر سه زندانی سیاسی هموطن کرد (انور خضری ،کامران شیخ وسید ابراهیم سیدی) که نزدیگ به 1 ماه در اعتصاب غذا بسر می برند در این بند زندانی هستند و یکی از دلایل اعتصاب غذای آنها قرار داد آنها در کنار زندانیان عادی و خطرناک می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد درگیریهای خونین در زندان گوهردشت کرج بدستور مردانی رئیس زندان،خادم معاون وی و فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان که تا به حال منجر به مرگ ده ها زندانی شده است را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواهان اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران برای تحقیق و تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل جهت گرفتن تصمیمات لازم می باشد.

۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

انتقال كمال شریفی‌ در سى ام روز اعتصاب غذا به‌ بهداری‌ زندان


كمال شریفی‌ در سى ام روز اعتصاب غذای خود در زندان میناب با مشکلات شدید جسمی مواجه شده است و برای دریافت کمک های پزشکی به بهداری زندان منتقل شده .ایشان در اعتراض به وضعیت زندان از 30 روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است گزارش شده‌ كمال شریفی‌ زندانی سیاسی در زمانی که در اعتصاب غذا به سر می برد، در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌. كمال شریفی‌ فعال سیاسی‌‌و روزنامه‌نگار كُرد در سال 2008 به‌ 30 سال زندان محكوم شد‌و جرم ایشان هم تلاش برای‌ سرنگونی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ اعلام شده‌. این زندانی‌ سیاسی‌ اینك مدت 3 سال در زندان میناب نگهداشته‌ شده‌‌و حكم زندانی‌ ایشان هم بدون ملاقات میباشد. وبلاک کمال شریفی : بنا به‌ گزارشهای‌ تائید شده‌ از زندان مركزی‌ شهر بناب وضعیت جسمانی‌ زندانی‌ سیاسی‌ كُرد كمال شریفی‌ وخیم گزارش می‌ شود‌و بنا به‌ اٌخرین اخبار واصله‌ این زندانی‌ سیاسی‌ سي ام روز اعتصاب خود را در حالی‌ پشت سر می‌ گذار كه‌ وضعیت جسمانی‌ ایشان وخیم شده‌. كمال شریفی‌ در اعتراض به‌ وصعیت خراپ زندان دست به‌ اعتصاب زده‌‌و مسئولان زندان هم به‌ خواسته‌ ایشان تا حالا رسیدگی‌ نكرده‌اند شریفی‌ در شهر سقز در كردستان ایران توسط نیروهای‌ امنیتی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بازداشت شد‌و در دادگاه‌ شهر سقز به‌ جرم سرنگونی‌ حكومت به‌ 30 سال زندان‌و تبعید محكوم شد. ایشان مدت 3 سال زندانی‌ شدن خود را بدون ملاقات گذرانده‌ است.

مهناز محمدی، مستند ساز و فعال جنبش زنان بازداشت شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر- مهناز محمدی، مستندساز و فعال جنبش زنان بازداشت شد.
بنا به گزارش دریافتی، صبح امروز، مهناز محمدی، مستند ساز و فعال جنبش زنان در پی یورش نیروهای امنیتی به خانه‌اش بازداشت شد. از هویت ماموران و علت بازداشت خبری در دست نیست. اخبار دیگر حاکی از انتقال این فعال جنبش زنان و مریم مجد به بند دو- الف سپاه است.
مهناز محمدی، پیش‌تر نیز در جریان وقایع بعد از انتخابات در روز ۸ مرداد سال ۸۸ به همراه جعفر پناهی، رخساره قائم مقامی و جمعی دیگر از مستندسازان در بهشت زهرای تهران بازداشت شده بود. این افراد به همراه گروهی از فیلمسازان و مستندسازان برای گذاشتن گل بر مزار کشته‌شدگان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران به بهشت زهرا رفته بودند. وی همچنین در جریان تجمع ۱۳ سال ۱۳۸۶ اسفند فعالان زن، در اعتراض به فشارهای امنیتی وارد شده و احضارهای متعدد این فعالان در مقابل دادگاه انقلاب نیز بازداشت شده بود.
مستند «زنان بدون سایه» از برجسته‌ترین کارهای مهناز محمدی است که به خاطر آن در ایران و خارج از ایران جوایز زیادی دریافت کرده است. وی اخیرا به همراه رخشان بنی اعتماد، مستند «ما نیمی از جمعیت ایران هستیم» را درباره مطالبات زنان در انتخابات ریاست جمهوری ساخته است.
مریم مجد، فعال حقوق زنان و عکاس تخصصی حوزه ورزشی ایران نیز که جمعه هفته گذشته قصد داشت برای همکاری های خبری مشترک با پترا لندرز، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال زنان آلمان، ایران را به مقصد آلمان ترک کند، با ممانعت نیروهای امنیتی حکومت ایران در فرودگاه امام خمینی تهران مواجه شده و بلافاصله نیز بازداشت شده و خبرها حاکی از نامساعد بودن حال وی در زندان اوین است.

دادگاه رسیدگی به اتهامات علی اکبر محمدزاده سوم مردادماه برگزار می شود

کمیته گزارشگران حقوق بشر- دادگاه علی اکبر محمد‌زاده، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف در تاریخ ۳ مرداد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد.
به گزارش منابع دانشجویی، اتهامات ذکر شده در کیفر خواست این فعال دانشجویی، «تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اختلال در نظم عمومی» عنوان شده است.
علی اکبر محمدزاده، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف است که از تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ به دنبال تظاهرات و تجمع در دانشگاه شریف در روز ۲۵ بهمن ۸۹، به همراه تعدادی دیگر از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شد.
این فعال دانشجویی مدت ۵۴ روز از دوران بازداشت خود را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد و از تاریخ پنجم اردیبهشت ماه به بند ۳۵۰ منتقل شد.
گفتنی است، خواهر این فعال دانشجویی، در فروردین ماه سال جاری، با انتشار نامه‌ای سرگشاده، از فشار بازجویان بر برادر خود برای اعتراف به اتهامات غیرواقعی خبر داد و نوشت: « آنچه که ما را بیش از همه نگران می‌کند نقض آشکار قانونی ست که بازجویی و حبس در سلول انفرادی بلند مدتی را برای زندانیان سیاسی از جمله برادر من به همراه داشته است. این درحالی است که بعد از ۴۲ روز بازداشت، هنوز برای او پرونده‌ی قضایی تشکیل نشده است تا بتوان از طریق راه‌های قانونی و گرفتن وکیل حقوقش را اعاده کرد».

بیست و ششمین روز اعتصاب سه زندانی کرد در زندان رجایی‌شهر/ پایداری برادران کرد همچنان ادامه دارد




کمیته گزارشگران حقوق بشر - با وجود گذشت بیست و شش روز از اعتصاب غذای سه زندانی سیاسی کرد در زندان رجایی شهر تاکنون مسوولان زندان توجهی به شرایط و خواسته‌های این زندانیان برای پایان اعتصاب غذایشان نشان نداده‌اند.
النور خضری، کامران شیخی و سید ابراهیم سیدی در اعتراض به شرایط نگهداری خود از ۲۶ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده‌اند. این سه زندانی سیاسی بدون توجه به اصل تفکیک جرائم در میان زندانیان عادی با جرایمی همچون تجاوز به عنف، قتل و قاچاق مواد مخدر نگهداری می‌شوند.
این سه نفر همچنین بیش از دو سال است که در شرایط بلاتکلیفی نگه داری می‌شوند و خواهان رسیدگی هرچه سریع‌تر به پرونده خود هستند
سه زندانی سیاسی کرد به نامهای النور خضری، کامران شیخی و سید ابراهیم سیدی که پیش از این در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شدند، در حالی به زندان رجایی شهر منتقل شدند که فاقد حکم قضایی بوده و حقوق آنان به عنوان زندانیان سیاسی نادیده گرفته می‌شود.
آن‌ها به مدت ۵۰ روز در بند قرنطینه زندان رجایی شهر نگهداری شدند، قرنطینهٔ زندان محیطی با امکانات پایین رفاهی‌ست که معمولاً زندانیان در ابتدای ورودشان به زندان به مدت ۴۸ ساعت روز در آن بسر می‌برند. پس از آن به جای آنکه این زندانیان به بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر منتقل شوند به اندرزگاه ۶ زندان رجایی شهر فرستاده شدند.
رمضان احمد کمال، داود عبداللهی و رمضان سعیدی دیگر زندانیان سیاسی کرد هستند که تاکنون به بند زندانیان سیاسی در رجایی شهر منتقل نشده و با زندانیان عادی نگه داری می‌شوند.
خواستهٔ این سه زندانی انتقال به سالن ۱۲ بند سه زندان رجایی‌شهر و نزد سایر زندانیان سیاسی است، آنان اعلام نموده‌اند تا زمان دستیابی به این خواسته اعتصاب غذای خود را بطور نامحدود ادامه خواهند داد.

۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه

بیانیه پایان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند 350 اوین / پایان اعتصاب غذا به معنای پایان اعتراض به نقض حقوق شهروندی نیست



کلمه: دوازده زندانی سیاسی اعتصاب کننده در بند ۳۵۰ زندان اوین با صدور بیانیه ای ضمن اعلام پایان اعتصاب غذای خود نوشته اند: اکنون ما اعتصاب کنندگان در پاسخ به پیام های محبت آمیز و ضمن ابراز احترام و تشکر از ایشان، اعلام می داریم که شب یکشنبه ۵ تیرماه ۱۳۹۰ به اعتصاب غذای خود پایان داده ایم. بدون شک این پایانی بر اعتراض های مدنی نسبت به نقض حقوق بشر و مظالم صورت گرفته نخواهد بود و اعتراض مردم سبز ایران تا دستیابی کامل به حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی خود ادامه خواهد داشت.

آنها ضمن تشکر از خانواده های صابر، سحابی و شامخی از همه حامیان این اقدام از جمله آیات و مراجع عظام دینی و شخصیتهای مذهبی،سیاسی و ملی ،احزاب و گروه ها ، فعالان و نهادهای مدافع حقوق بشر ،اصحاب رسانه ،روزنامه نگاران ،پزشکان و  وکلا سپاسگزاری کرده و اضافه کرده اند: «سپاس فراوان خود را از حمایت عملی دوستان عزیزمان در زندان رجایی شهر و اقدامات هم وطنان خارج از کشور و خانواده های دردمندمان که همواره صبورانه حمایت خویش را از ما دریغ نورزیده اند ، اعلام می داریم.»
متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
به نام خدا
ملت شریف ایران
تاثر و تالم ناشی از مرگ ناباورانه شهید هدی صابر برای هم بندیان وی بسیار سنگین و غیر قابل تحمل بود. اعتصاب غذا حداقل اقدامی بود که در اعتراض به آن فاجعه اسف بار به ذهن ما خطور می کرد، همان اقدامی که صابر خود در اعتراض به شهادت مظلومانه خانم هاله سحابی انجام داه بود.
اعتصاب غذا از یک سو پاسخی بود به ندای وجدان و ادای تکلیف اخلاقی ما به عنوان هم بندان هدی صابر و از سوی دیگر فریاد اعتراض و خشم ما بود علیه ظلمی که بر صابر و پیش از او بر هاله سحابی رفت، آن دو شهروند مسوول و مسلمان پاکی که در راه آرمانهای خود جان باختند.
اعتصاب غذای ما یک اقدام جمعی اعتراضی بود علیه بی تدبیری، کبر و دروغگویی نهادینه شده در بخش هایی از حاکمیت کشور.
ما دوازده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین، اعتصاب غذای خود را روز شنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ با اعلام عمومی آغاز کردیم، به این امید که صدای اعتراض مان به گوش همگان رسیده و تبدیل به مانعی بر سر راه حاکمان برای نقض حقوق زندانیان شود.
در طول مدت اعتصاب غذا، بسیاری از هم بندیان ما در بند ۳۵۰ برای پیوستن به اعتصاب اظهار تمایل کردند و بسیاری با گرفتن روزه و یا نخوردن وعده های غذایی به نوعی همراهی و همدلی خود را با جمع اعتصاب کنندگان ابراز داشتند. حمایت و همراهی هم بندان عزیز مشوق و موید اقدامات ما بوده است که لازم می دانیم سپاس بیکران خود را به آنان تقدیم کنیم.
رفتار مسوولان در طی این مدت و در جریان احضار ما به مراجع قضایی نشانه ای روشن از بی مسوولیتی و عدم پاسخگویی و البته نا کارآمدی و ضعف دستگاه قضایی کشور است. جریانات اخیر بار دیگر آزمونی بود تا نشان دهد که جان انسان و حیات یک زندانی تا چه حد در نظر مسوولان و مقامات قضایی و امنیتی بی ارزش و فاقد اهمیت است.
هموطنان عزیز
وجه دیگر اعتصاب غذا، حمایتهای وسیع و گسترده ای بود که از سوی مردم و جامعه مدنی ایران صورت گرفت. این اقدامات به همان اندازه اعتصاب غذا حایز اهمیت و ارزش بوده و نشان از زنده بودن و پویا بودن جنبش سبز مردمی ایران دارد.
موج حمایت و همراهی ها با این اعتصاب نشان داد که وجدان عمومی جامعه از مظالمی که در حق زندانیان سیاسی می رود متاثر است و مساله نقض حقوق زندانیان سیاسی و لزوم آزادی آنان، هم چنان به عنوان یکی از اولویتهای ملی و در صدر مطالبات مردمی قرار دارد.
لازم می دانیم از همه حامیان این اقدام به ویژه خانواده های صابر،سحابی و شامخی حضرات آیات و مراجع عظام دینی و شخصیتهای مذهبی،سیاسی و ملی ،احزاب و گروه ها ، فعالان و نهادهای مدافع حقوق بشر ،اصحاب رسانه ،روزنامه نگاران ،پزشکان و وکلا که با ارسال پیام های محبت آمیز و اقدامات دلگرم کننده طی این مدت دغدغه ها و نگرانی های شان را نسبت به وضعیت سلامتی ما بیان داشته و خواستار خاتمه اعتصاب غذا بوده اند تشکر و قدر دانی کنیم .
همچنین سپاس فراوان خود را از حمایت عملی دوستان عزیزمان در زندان رجایی شهر و اقدامات هم وطنان خارج از کشور و خانواده های دردمندمان که همواره صبورانه حمایت خویش را از ما دریغ نورزیده اند، اعلام می داریم.
اکنون ما اعتصاب کنندگان در پاسخ به پیام های محبت آمیز پیش گفته و ضمن ابراز احترام و تشکر از ایشان، اعلام می داریم که شب یکشنبه ۵ تیرماه ۱۳۹۰ به اعتصاب غذای خود پایان داده ایم. بدون شک این پایانی بر اعتراض های مدنی نسبت به نقض حقوق بشر و مظالم صورت گرفته نخواهد بود و اعتراض مردم سبز ایران تا دستیابی کامل به حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی خود ادامه خواهد داشت.
امضا کنندگان: (ضمن قدردانی از آقایان عماد الدین باقی و محمد جواد مظفر که در روزهای اول اعتصاب همراه ما بودند و با آزادی ایشان دو تن دیگر از دوستان جایگزین آنها شدند)
بهمن احمدی امویی
حسن اسدی زید آبادی
محسن امین زاده
عماد بهاور
قربان بهزدایان نژاد
محمد داوری
خسرو دلیر ثانی
فیض الله عرب سرخی
ابولفضل قدیانی
مهدی کریمیان اقبال
محمد رضا مقیسه
عبدالله مومنی
توضیح  کلمه:‌  آقای مظفر پس از  مرخصی از زندان نیز به اعتصاب غذای خود ادامه  داده اند که به دلیل قطع ارتباط  تلفنی،  زندانیان اعتصاب کننده از این  مساله مطلع نبوده اند.